کارخانه اي که بلندش کردند
اين عمل موجبات بهت و تعجب شهروندان بوكاني را فراهم نمود تا جائي كه بعضي ها فكر مي كردند كه اين كار مشت محكمي بر دهان كساني است كه بيخود مي گويند كي در همچين مناطقي كارخانه تأسيس مي كنند! البته اين مشت محكم همچنان در وجه حامل بود تا روز خودش !
و اما بعد عده اي از كارگران ساده دل و زحمتكش كه داشتند ريسندگيشان را مي كردند و از جون و دل مايه مي گذاشتند، يهو متوجه شدند كه كساني ديگري مشغول بافندگي هستند و چون منفي مي بافند تمام رشته هاي آن بيچاره ها را پنبه مي نمايند. وقتي كه محصول پنبه زياد شد طرف به فكرش رسيد يا رساندند كه :‹‹ بابا صله رحمي گفته اند اين كارخانه خيلي سال است كه غريب است و تك و تنها ،لازم است كه به كارخانه هاي ديگري سري بزند.›› اين بود كه برايش تقاضاي انتقال نمود و گرفت .( هم انتقال كارخانه اش را گرفت هم خودش را گرفت! )
بعضي ها كه ساده بودند مي گفتند :‹‹ حق خودشه! كارخانه خصوصيه! اراك هم بيشتر مركزيت دارد!›› خلاصه بهش گفتند تو كه سالار هستي حتماً بايد شايسته هم باشي. هر كجاي اراك كه محروم از بيكار است ،مجازي كه بساط كارخانه ات را پهن كني و كرد!
البته از حق نگذريم مسئولين هم خيلي زحمت كشيدند كه اين كارخانه به يكي از شهرستانهاي اراك يا بوكان تعلق بگيرد و آنها خيالشان راحت شود .
و آن وقت بود كه در راستاي محروميت زدايي يك بيكارخانه ديگر هم در اين شهرستان تأسيس شد، البته بدون تشريفات قانوني و حضور مسئولين !
تمرين : دانش نياموختگان عزيز اين درس را به خوبي بخوانند و به خاطر بسپارند !
پرسش : چرا كارخانه ريسندگي و بافندگي شهرستان بوكان به شهرستان اراك منتقل شد؟!
الف – چون اراك به مركز نزديك تر بود!
ب ـ چون صاحب كارخانه به مركز نزديك تر بود!
ج – چون اراك از بوكان محروم تر بود !
د – چون اراك براي داشتن چنين كارخانه اي شايسته تر بود و ما هم به شايسته سالاري معتقد هستم ! هـ ول كن بابا حوصله داري بزرگ كه شدي يادت ميره !!
نكته مهم : كارگران سابق اين كارخانه عزيز مي توانند جهت رسيدگي به امور شغلي خود در يكي از ساعات اداري يا غير اداري، فرق نمي كنه يكي از روزها به جز ايام هفته به هر جا كه عشقشان كشيد مراجعه نمايند!!!
سید یاسن قریشی