کاریکلماتور فارسی

كاريكلماتور         سيد ياسين قريشي

  _مجلس ترحيم،فرصت مغتنمي است تا از احوال آدم ها پس از مرگشان جويا شويم.                                             

-زندگي‌امري زنانه است، مرد ها معمولا" مردانه مي‌ميرند .

- آنقدر بيهوده كف زدند تا خودكفايي خود را بيهوده‌از كف

      داديم .

 -بعضي وقت‌ها گفت‌وگوي آدم ها بگو مگوست.              .

 - سيب زميني خور ها هيچ جايشان رگ به رگ نمي‌شود .

 - وقتي كه ما بز مي‌آوريم معمولا" همان وقتي است كه مملكت قانون دارد.

 - برگ فوت پايان نامهء زندگي است .

- بعضي از بچه ‌ها در اثر زايمان سخت مادرشان، ضربه مغزي مي‌شوند و متاءسفانه‌همين بچه ها هستند‌كه سرنوشت بقيه را رقم مي‌زنند .

- مجلس ترحيم ، "جشن تولد " مردن است .

- اخبار را اگر زياد سانسور كننداز آن فقط "آخ" و"بار" مي‌ماند .

- هميشه‌قشنگ ترين روز زندگيمان را درخيالمان زندگي مي‌كنيم .

- رنگ ها زندگي را كم رنگ مي‌كنند .

-وزن سياسي بعضي ها كجا و ترازوي دادگاه كجا .

 - زندگي فرصت مغتنمي‌است كه آدمي يك عمر خود را از مرگ پنهان كند .

- سرويس آن دنيا وقتي مي‌‌آيد كه ديگر‌پاي رفتن نداري .

- رحم به صله مانع صلهء رحم مي‌شود .

- تولد زود رس‌باعث پيري زود رس مي‌شود .

- دوست دارم سر راه پاييز سبز شوم .

- ترك عادت‌موجب مرض است. به همين دليل معتاد ها براي حفظ سلامتيشان از مواد استفاده مي‌كنند .

- در خشكسالي احتمال كندن پوست آدمي هست ولي از كاه پر كردنش را چه عرض كنم .

- مگر اداره طويله است كه بعضي ها با پارتي بازي خرشان آنجا برود .

- زنداني كردن مرغ عشق‌،عشق به مرغ نيست.

- خيلي حرافي كرد تا حرف دلش را نزند .

- پشت ميله هاي قفس سينه ام محبوسم .

- براي قسم دروغش دم خروس را شاهد مي‌آورد .

- پزشكان،زنگي بيماران را‌طولاني تر نمي‌كنند بلكه‌مرگ آنها را بيشتر به تاءخير مي‌اندازند .

- تزريقي ها اولين سرنگشان را به رگ غيرتشان مي‌زنند.

پزشكان همه اش نگرانند كه كسي سر سلامت به گور ببرد .

 - دزد نگرفته پادشاه است.گرفته اش هم شريك پادشاه .

- عجيبه پير ها هميشه‌مي‌‌گويند‌كه يك پيراهن بيشتر پاره كرده اند، پس شلوار چي ؟

آنقدر براي ريش سفيدي عجله داشت ، ريشش را در آسياب سفيد كرد .

- براي خونخواران خون گروه اهميت دارد نه گروه خون .

آخرش از دست ايران سل سرطان گرفت .

هميشه واهمه داشت به استخر برود مي‌ترسيدزيرآبيش را بزنند .

- زمان در عالم برزخ بايد كوتاه باشد چون مردگان يك دست كفن‌بيشتر با خود نبرده اند .

- مرد ها كه شلوارشان دو تا شد فكر زن نو مي‌افتند . عجيبه مگر زن ها چشمشان تنها به شلواره .

- رفيق دزد و شريك قافله از تبعات چند شغلي است .

- كساني كه مي‌گويند ميوه ارزان است ، تو باغ نيستند .

 

*******                             

کابوس نامه

 

كابوس نامه            سيد ياسين قريشي                   

به‌مرحمت عنصر المعالي كيكاوس بن الخ وبا همكاري بنده زاده بن بنده                      

چنين گويد جمع كنندهء اين سطور از پند ها به فرزندان خويش...

بدان اي پسر كه من پير‌شدم وضعيف و زندگي كوپني بر من چيره  شد واز منشوربازنشستگي بر پروندهء پيرسنلي ! خويش كتابتي همي بينم كه علي الظاهر دست پارتي بازان‌ستردن آن نتواند.

اي فرزند گر چه سرشت روزگار سپنج بر آن است كه هيچ پسر پند پدر خويش كار بند نباشد و تو نيز ايضا" وليكن اين نامه نبشتم تا از من شرط پدري آمده باشد.

هان اي پسر يبهوده مشقت تحصيل علم بر خويشتن هموار مكن و با علم وثروت هر دو بي تعارف باش واز هركدام دو قران افزون تر نصيب تو آمد تو دل بدان سوي بگردان واز ديگر بپرهيز.

اي پسر آگاه باش كه كچل چه اندازه زلفعلي است مدارس غير انتفاعي هم همان قدر غير انتفاعي.

آهاي پسر سلامت خط كشي عابر پياده را بسيار جدي مپندار،چه  بعضي رانندگان را برآن است‌كه آنجا را با اتوبان (1) چندان تفاوتي نباشد نهايت جريمه است كه مي‌دهند.

پسر جان در غلط مباش كه ا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ين روغن كه تورادهند نه از بهر درست كرد طعام دهند ،پس به سروزلف خويش بمال شايدبخت تورايار شدونانت در روغن افتاد.

گل پسر هر چند تواني پير عقل باش ،نگويم جواني مكن وليكن جوان شاطر(2 )  باش البته شاطر نانوا اولي تر .

قربونت برم سرشت مردمان چنان آمد كه بعضي اشكانيان باشند و برخي سامانيان ،تو از سامانيان باش وليكن در ظاهر به اشكانيان تظاهر همي‌كن .

دسته گلم ! اگر تراميل به راءي دادن بود به همگان قول راءي بده ولي در نهايت هر كه افزون تر آورد او را تبريك گو همي‌باش .

عزيز دلم ! تا توانستي در مهماني دادن جاي خالي بده و اگر لاجرم به ميزباني گرفتار شدي جهد كن كه خوان تو از هر نطر آراسته وزفان (3) عيب جويان بسته واز اطعمهواشربه وماءكول بالاخص ميوه هاي تر وخشك چندان پيش آنان بنه كه همه را بخورند وفرصتي نماند كه ترا بخورند .

پسر جان ! شايد عده اي ترا ساده انگارند و بگويند : ( برو سير درنده باش اي دغل ) تو سخن آنان‌به گوش دل مسپار وبدان كه خربزه زير بغلت مي‌گذارند و آنان را بگو : چرا شما روباه هاي شل همه اش مترصديد‌كه خري شير شود وخطر بكند و شما از نيم خورده او سير شويد هري كه اين بار را كور خوانده ايد .

قربون و صدقه ات برم ! اگر برخي تو را گفتند‌:‌( ميازار موري كه دانه‌كش است.)تو سخن آنان را نيوش كن ولي به جد مگير‌چه اگر مور را نيازاري ونكشي كه خانهء ترا تباه همي كنند‌وبه تبع آن خود واهل خانه را ،وآنگهي آنان كه اين پند ترا گويند خود با انواع سموم و با لطايف الحيل (4) نه تنها مورچگان خويش پاما ل       همي كنند كه به صغير و كبير هم رحم ننمايند و ككشان هم نمي گزد هان اي پسر تا عريضه طويله نشده و طاقت وبلاگيان‌تاق‌‌نگرديده لاجرم مهر ختام بر مرقومه بنهم‌ليكن تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. 1 -        

اتوبان : مي‌گويند نوعي جاده است كه رانندگان تخته گاز مي‌رانند و كيف مي‌كنند.  2 _چالاك 3 – زبان 4 – حيله هاي لطيف،نوعي پدر سوختگي همراه باظرافت

 

******                                      

حماسه’ نان

 

( حماسهء نان)                سيد ياسين قريشي

 

با تشكر از : استاد حكيم ابوالقاسم فردوسي

جناب رستم خان تهمتن

شوراي آرد و نان

و نانواخانه‌ء‌محل

به رستم بگفت همسرش با عتاب

كه وقتي نمانده دگر بهر خواب

هم اينك اگر بر نخيزي تو زود

زبر خواستن هم نبيني تو سود

برو نام بنويس ودر صف نشين

از‌آن‌پس‌نه‌پرخاش‌جوي‌ونه‌كين

وگر كينه جويي تو با نانوا

ز چنگش نيابي تو هرگز رها

زسام‌‌و‌ززال‌و نريمان‌مگوي

ازين ژاژخواهي دهن را بشوي

تهمتن بدو گفت كه آرام گير

چه گو يي سخن هاي‌نادلپذير

تهمتن همي رفت سفره به دست

نشست‌از‌بر‌رخش‌آن‌خود‌پرست

همي رفت رستم كه‌نان آورد

به خاني زهفت خان‌زيان آورد

رسيد چون بر خانهء نانوا

چو ديد آن هياهو درآن‌ جايگاه

بگفتا منم آن يل چون پلنگ

بكوبم زكينه سرت را به‌سنگ؟

برشته بده زود ناني فزون

و گر نه ببيني تو جويي زخون

بدو داد پاسخ همي نانوا

كه اين ياوه گويي نباشد روا

زشورا بياور حواله كنون

تراچند  ناني دهم اي زبون

چو رستم بديد حال ووضع چنين

برو چين ها آمد اندر جبين

بدانست كزين نان اگر دل بريد

به بازارش آزاد ببايد خريد

فراموش بنمود كه وي رستم است

ورا شد يقين كو زشاطر كم است

چنين داد پاسخ ورا نامدار

كه من كي بپيچم سر ازشهريار

چو از من گناهي بيايد پديد

از آن پس سر من ببايد بريد

چو شاطر بديد عجز رستم چنين

نكرد اعتنايي به رخش و به زين

بيامد زن و بچه اش در نظر

ورا دل كباب و خون شد جگر

بفرمود تا چند ناني خمير

بدادند زبهر بخور ونمير

چگونه توان كرد مراريشخند

مگوي آنكه هرگز نيايد پسند

 

-------------------------

خانهء نانوا : نانوا خانه

طنز  فرهنگ اداری

 طنز      فرهنگ اداري            سيد ياسين قريشي             

 

رئيس : كارمندي دوپينگي ، با عينكي از ما بهتران كه اشتباهاتش را به گردن كارمندان زير دست ( ‌وپا) مي‌اندازد.                   

ارباب رجوع : كسي كه در مراجعه نمودن واقعا" آقا است .      

بايگان : مسئول فاتحه بر سر پرونده هاي خاك خورد.             

معاون: خاك ربز رئيس.

ابواب جمعي : جمع ابواب ، همهء آن راه هايي كه به رم ختم مي‌شود .

سرايدار : سرايتدار بايد بوده باشد، كسي كه اوامر پشت پرده از طريق او به كارمندان سرايت مي‌كند .                           

طبق مقررات:  مقررات را در طبق اخلاص گذاشتن، نرخ شاه عباسي .

جلسه : زنگ تفريح اداره .

صورت جلسه : محصول مشترك ( نظرات رئيس  + امضاي مرئوسين ) .

كار : بهانه اي براي چاي خوردن .

چاي : اگر پول پهلو باشد كه واويلاست .

اضافه كار : اضافه پول .

زير ميزي : وجهي كه از‌رو ميز مي‌گيرند.                   

دايرهء فني : فني كه تازگيها داير كرده اند .

ساعت اداري : ساعتي كه‌معمولا" خواب و بيداريش فرقينمي‌كند .

دستور : خواهش در قالب امر .

بخشنامه : نوعي سفارش پلو، اغلب بدون دادن برنج .

سمينار : فرصتي‌براي‌باز  خواني قصه ببخشيد‌‌ بخشنامه هاي بد خط وآشنايي با افراد خوش (وخال ) .     

سلسله مراتب : يكي از سلسله هاي سلاطين كه بعضا" آبدارچي سرسلسلهء آنهاست .

اتومبيل خدمت : اتومبيل اختصاصي رئيس كه با اجازهءوي كار‌مندانبا آن به خدمت بعضي مي‌رسند .

پرونده : پوشه اي كه نوع روغني آن باعث تسهيل در كار مي‌شود.

مرخصي : تعطيل بخشي از اداره به امان خدا .

آمار : عملكرد شاعرانهء اداره .

 

شوخی با انتونی رابینز

 شوخي باانتوني رابينز            سيد ياسين قريشي           

در كتاب" به سوي‌كاميابي" ايشان آمده است :

_ مشكلي كه‌در مورد مصرف ميوه موجود است، اين است كه اغلب مردم نمي‌دانند ميوه را چگونه مصرف كنند .

+ شما زحمت بكشيد ميوه نشانشان بدهيد طرز مصرفش را خودشان ياد مي‌گيرند .                                        

_هضم ميوه در معده نيست در رودهء كوچك است .

+ اينش به خودمان مربوط است ، شايد مابا لوز المعده هضم كرديم .

_غذا از سرگرمي ها ودلخوشي هاي زندگي است .

+ برو بابا دلت خوشه .

_ كم غذايي تنها راه شناخته شده براي جلو‌گيري از پيري زود رس وافزايش طول عمر است .

+ پس بگو چرا حقوق ما را زياد نمي‌كنند !

_يك دستگاه آبميوه گيري بخريد حتي اگر لازم است اتومبيل خود را بفروشيد.                                                   

+آقا اجازه ما ماشين نداريم مي‌تونيم كفشهايمان را بفروشيم ؟

_مصرف 15درصد ياكم تر آب كشنده است .

+ عذر مي‌خوام مصرف بيشترش هم آب بهاش كشنده است .

 

نیشگون

    

 

 " نيشگون‌"                          سيد ياسين قريشي        

 

- غد‌د‌پاراتيروئيد در بدن انسان احتمالا" تكامل يافتهء آبشش‌است.

 + هيس‌! اگر شركت‌آب وفاضلاب‌بدونه...

_ 21 درصد جمعيت كشور به بيماري رواني مبتلا هستند.

+ البته‌به‌جز ديوانگان‌21 سنگ .

_ افزايش‌هزينه هاي زندگي باعث استرس مي‌شود.

+ البته نه براي‌اونهايي كه زدند به سيم آخر .

+ اضافه دريافتي از مشتركان آب‌مسترد مي‌شود.

+ ببينم اين اضافه دريافتي آب مربوط به آبهايي مي‌شه كه از سرشان گذشته است ؟

_ ماهواره ها چگونه عمل مي‌كنند ؟

+ مال شما رانمي‌دونم؟ چه مدليه؟

_ گوشت بوقلمون 3 برابر گوشت سفيد آهن دارد.

+ خوش به حال بوقلمون صفت ها !

_ مشاركت حداقلي زنان ايران در بازار كار .

+ پيدا كردن كار در بازار واقعا" مرد مي‌خواد !

_مدت‌اعتبار "پست سازماني"10 سال‌تعيين شد.

+ پس از تاريخ انقضا چي؟ تجديد مي‌شه؟

_ امكانات ورزشي زنان بسيارناچيز است.

+ مگر زنان ورزش هم دارند !؟

_ افسر د گي خطر ابتلا به ديابت را افزايش مي‌دهد . 

+ يعني ديابت خطر ابتلا به افسردگي را افزايش نمي‌دهد؟

_ گوشت قرمز از سبد غذايي خانواده حذف شده است .

+ چه بهتر ، پيف ، بو مي‌داد !

_ گرسنگي و كار زياد در "دره شهر " الاغ را مجبور به خود‌كشي كرد .

+ خوب معلومه‌، الا‌غه ، خر كه نيست !

_ دلالان قيمت‌بازار مرغ را آشفته كردند.

+ به اين مي‌گن "شلم شوربا ".

_ نظام دستمزد ها اصلاح مي‌شود.

+ پس نطام مزد هاي دستي؟

_ كساني كه به بيت المال دست درازي كرده‌اند بايد آبرويشان ريخته شود .

+ شما زحمت كوتاه كردن ناخنشان ببخشيد دستشان را بكشيد ،خودشان آبرويخود را برده اند.

_ترديد هاي جدي در بارهء دستاورد هاي شوراي دانش آموزي وجود دارد .

+ فقط در شورا هاي دانش آموزي ؟

_ بيمارستان هاي دولتي نبايد از بيماران صعب العلاج فرانشيز بگيرند .

+ نگيريد‌عزيزم يه بار كه هزار بار نمي شه !

_ دستور معرفي مفسدان اقتصادي صادر شد .

+ دستتون درد نكنه ، البته زياد هم نا آشنا نيستند !

_ خطر در كمين قوهء باروري مردان ساكن تهران .

+ اشكال نداره ، جمعيت تهران زياده !

_ 19 كارتن خواب تهراني داراي مدرك ليسانس و بالاتر هستند .

+ انشا ا... دكتراشون را هم مي‌گيرند !

_ آيا براي احقاق حق بايد باج داد؟

+ حالا چه اجبار داري اسمشو باج بگذاري؟ مگر حق التسريع ، پول چاي‌و...چه عيبي داره ؟!

_ افراد خوشبين بيشتر عمر مي‌كنند.

+ خوش به حال ديونه كه هميشه خندونه .

_آموزش زبان ، پيري را به تاءخير مي‌اندازد .

+ به شرطي كه آدم تا زبان بعضي ها را ياد مي‌گيره پير نشه .

_خوابيدن حافظه را شارژ مي‌كند .

+ در ورد حافظهء تاريخي فكر نكنم!

_ارزشمند ترين خاويار دنيا متعلق به ايران است .

+ گيرم پدر تو بود فاضل....

_شكر گران مي‌شود .

+ الهي شكر !

_ 90 درصد جمعيت روستايي كشور تحت پوشش بيمه قرار دارند .

+ آن خشت بود كه پرتوان زد !

_ با ابلاغ دولت ، ادارات دولتي بايد چاي ايراني مصرف كنند .

+ نفرمودند "پول چاي " را كه بايد بده ؟

_تاكسي ها در افزايش نرخ بي‌گناهند .

+ بله تقصير مسافر هاست كه مي‌خواهند به زور به آنها انعام بدهند !

_2 هزار ميليارد بدهي يك قاچاقچي به سيستم بانكي .

+ خوب بديهي يه قاچاقچي نباشه كه نمي تونه اقساط چنين وامي رو بده .

_علل‌گراني وتورم در كشور .

+ مگر در كشور گراني و تورم هم داريم ؟

_ افراد زير خط فقر مطلق از سال آينده مستمري دريافت مي‌كنند

+ البته اگر تا سال آينده از فقر مطلق نميرند .

 

*********                                

ماه قهر

به مناسبت باز‌گشايي مدارس            سير ياسين قريشي

" ماه قهر "

 

مدرسه جاي درسه ، بچه نباد بترسه

بچه كه نمي‌ترسه، از بابايش مي‌پرسه

 

مهر‌داره‌مياد‌باز، چي‌داري‌تو‌پس‌انداز

مساعده‌اي‌ بگير‌، ا زحقوق‌ چندرقاز       

صبحي‌بريم‌به‌بازار، خريد‌كنيم‌مثل‌پار

بگيريم‌مانتو‌شلوار،با‌كيف‌ونوشت‌افزار

 

پري‌ناز اينا‌رفتن، خريداشونو كرد‌ن

گرون‌تر‌بشه‌سخته،حسرت‌اونو‌خوردن     

دختر‌مهربونم‌،اينو‌كه‌خوب‌مي‌دونم

همين‌حالام‌گرونه،بالاس‌فشار‌خونم      

پري‌ناز‌اونا‌سوان،اونا‌كي‌مث‌ماهان

زندگي‌‌اونا‌هس‌ به‌عيني‌مث‌شاهان      

باباش‌سرمايه‌داره،دلار‌واسه‌ش‌مي‌باره

قاچاق فروشه اما ،مايهء افتخاره


‌‌آدماي‌پاپتي ، با اعصاب خط خطي

بااين وضع نكبتي ، اگر برن دولتي

 

اونا‌تو‌انتفاعي ، ميشن‌عالي وممتاز

در‌دانشگاه‌هارو، پول‌مي‌دن‌مي‌كنن‌باز

 

ميان مي‌رن‌تو‌بازار ، بامانتوي‌مدل‌دار

هر‌قلم‌نوشت‌افزار، مي‌خرنش‌به‌يه‌بار

 

هر‌چيز‌گرانبها، دفاتر فانتزي

قلم‌نوك‌طلايي، كلاسور‌قرمزي

 

ما ها اگر بعد ها ، دفاتر سهميه

نگيريم‌مي‌شه‌حتما"،روزگارمون‌سيه

 

برات مي‌گيرم آخر،يه مانتوي قديمي

از تاناكورا كه شد،يا فاميل صميمي

 

مهر‌نيست‌ماه‌قهره، نرخا‌گرفته‌اند‌بال

اي‌واي‌از اين گروني،بازم‌دريغ‌زپارسال

 

يه‌چيزايي‌روحالا،مي‌خريم‌نسيه،قسطي

بعدشم‌بقيه‌رو‌، حتما" ملتفت هستي

 

نرخاكه‌واويلايه،هرقلم‌نوشت افزار

هيچ باورت نمي‌شه، همه‌ش بالاي‌هزار

 

تا‌چشمت‌روواكني،كل‌حقوق‌يه‌هفته

با‌چند‌قلم‌خرت‌وپرت‌،تموم‌شده‌ورفته

 

*******

 

 

ماه قهر

 

‘ عقاب‌اورست

 عقاب‌اورست                   سيد‌ياسين‌قريشي 

 

  شهسوار‌ راه‌ عشق ‌اوراز‌ بود
 او‌ كه‌ با‌ مرگ ‌همسفر، همراز‌ بود
آهنين ‌مردى دگر‌ چون ‌او‌ مباد
 همچو‌ او يى ‌مادر‌  گيتى ‌نزاد
 قله‌ها‌ را يك‌ به‌ يك ‌تسخير كرد
چون ‌عقابى ‌تيز تك‌ نخچير كرد
فاتحي‌ شد‌ بر سر بام ‌جهان
 از بلندى ‌كوه‌ها زيرش‌ فغان
فارغ‌ از‌ فتح‌"راكاپوشى "‌شتافت
 بر "اورست"قله ‌هم ‌وى‌ دست‌ يافت
"چوايو"قله ‌را تسخير‌ بنمود
"شيشاپانگما"ى را ‌بگرفت‌ وى ‌زود
 ديگر ‌فتحش‌"ماكالو"ى‌ نپالى
 گرفت‌ آن ‌قله‌ باكپسول‌ خالى 
 چو ‌" آرارات"را ‌فاتح‌ بگرديد
 
"لوتسه" ‌قله ‌زير ‌پاش ‌لرزيد 
  مربي‌ كوهنورد‌ دردمندى
  بر اوج ‌قله‌ها‌ بالا ‌بلندى
  مدال ‌گردنش‌ گر‌ از ‌طلا ‌بود 
  همه ‌راهش‌ سراسر ‌پر بلا بود 
  جوانيش ‌را ‌اجل ‌كرد ‌نقش‌ بر ‌آب
  چه‌ سود ‌نوشدارو ‌بعد ‌از ‌مرگ ‌سهراب
  شهيدى از ‌تبار‌ كوهساران
  غريبى‌ در ‌رثاى‌ او ‌هزاران
  عقاب ‌آسا جولانگاش ‌سما بود
  ز نسل‌ ما ‌ولى‌ كو ‌مثل ‌ما ‌بود
 به‌ ديگر ‌قله‌اش ‌بايد ‌بيفزود
  بلنداى ‌خودش‌ كو‌ همچو ‌كوه ‌بود
                             *****                            

                          

کوهنورد قهرمان

  •  

كوهنورد‌قهرمان                          سيد‌يا‌سين‌قريشي     

در‌حق‌مقبل‌خدايا‌"به‌رده‌زه‌رد"بيداد‌كرد                              

بيستون‌شد،‌زخم‌‌ها‌در‌پيكر‌فرهاد‌كرد

همره ء اوراز‌بود،‌درفتح‌كوه‌هاي‌بلند                                

 افتخارات‌سترگ‌درسرزمين‌ماد‌كرد

قله‌هايي‌كو‌گرفت‌در‌كوهساران‌بلند                                   

قلب‌نا‌شاد‌همه‌ايرانيان‌راشادكرد

قهرمانان‌برون‌مرز‌افتخار‌عالمند                                                     

مقبل‌هم‌اسطوره‌اي‌كين‌رسم‌رابنيادكرد

  ازتبار‌كرد‌بود‌آن‌كوهنورد‌قهرمان                                    

اسم‌ورسم‌خويش‌رااودرجهان‌فريادكرد

زردي‌رخسار‌قاتل‌سرخ‌از‌خون‌كي‌شود                               

همچو‌كوه‌"برده‌زرد"اين‌خدعه‌با‌آن‌رادكرد

اي»‌چنين‌مرگي‌نمايد‌قهرمان‌راجاودان                               

چونكه‌بامرگش‌بسي‌از‌زنده‌ها‌ارشاد‌كرد

همچو‌بذري‌دفن‌گردد،خوشه‌ها‌آرد‌پديد                               

مقبل‌ها‌از‌يمن‌مرگش‌مملكت‌آبادكرد

در‌رسايش‌هرچه‌گويم‌آهن‌سرد‌كوفتن                               

ليك‌بايد‌نظم‌ونثر‌،شعروشعور‌ايرادكرد  

طول‌عمرش‌كوته‌اما‌عرض‌عمرش‌بس‌دراز                            

ديو‌دربندي‌وراازبندديوآزادكرد  

جاي‌پايش‌‌لوح‌وسرمشقي‌شود‌درروزگار                              

كين‌‌عقابين‌مرد‌خطرهادرره‌اجدادكرد  

راه‌بس‌دشوار‌دارد‌كيمياي‌عاشقي                                        

وين‌بزرگي‌مقبلان‌را‌نوجوان استادكرد 

 

******                                 

نبض زندگی

 نبض‌زندگي                                      سيد‌ياسين‌قريشي

از‌چه ‌رو‌كردي ‌تو‌اندر‌باغ ‌و‌بستان‌ كارزار                             

صدهزاران‌مرغ‌خوشخوان‌را‌نمودي‌تارومار

قلع‌وقمع‌ كردي‌ درختان ‌كهن‌از‌بيخ ‌و‌بن                               

لانه‌ ها ويرانه‌ كردي ‌بر‌سر‌بازو هزار

اي‌كه‌كشتي‌خيلي‌ا‌زاين‌سرو‌بالايان‌به‌غدر                              

با‌ تبر،‌با‌اره ‌برقي‌‌ ،‌پشته‌ها‌ در‌نو‌بهار

لايه‌ء‌سست‌ازون‌را‌گاز‌گلخانه‌دريد                                  

كردي‌جغرافي‌عالم‌،بي‌ثبات‌و‌بي‌قرار

كي‌ كند‌آلوده‌اين‌ سياره‌را‌همسان‌تو؟                                  

اين‌ددودام‌چرنده‌،كو‌چرنددرمرغزار

اي‌كه‌آلائيده‌اي‌اين‌سفرهء پهن‌خدا                                   

هست‌موجودات‌زنده‌،غيرتوهم‌بيشمار

آن‌هواي‌صاف‌وروشن‌،پاك ولبريز‌از‌نشاط                         

گشته‌از‌دودودمت‌،مسموم‌همچون‌زهر‌مار

شد تباه‌ آب‌وهوا،شدهدرخاك ‌و نبات                              

گشته‌زنده‌جانور،نابه‌حق ‌زارونزار

فاضلاب‌شهررا،ريزي‌تودر‌دريا‌ورود                             

آت واشغال‌وزباله‌‌،هم‌دراطراف‌كنار

اين‌همه‌آلودگي‌زين‌صوت‌هاي‌جانخراش                           

بوق‌ها،‌آژيرها‌،ويراژ‌ها،دادوهوار

مي‌برد‌بالا  كلاس‌ آدمي،اين‌ قارقار؟                               

  اين‌تزاحم‌هاي‌دائم،هست‌جاي‌افتخار؟                                                                 اين‌زمين‌با‌باغ‌ها،چون‌شش‌تنفس‌مي‌كند               

قطع‌اندام درخت‌،كاري‌بود‌بس‌مرگبار

جاي‌جاي‌عالم‌هستي‌سراسر‌نعمت‌است                            

نعمت‌ها‌را‌اين‌چنين‌هرگز‌نبايد‌كرد‌خوار

زندگي‌همچو‌گلي‌خوشبوبوداندرشباب                           

آب گل اندازه‌ بايد، تا كه ‌برآردبه‌‌بار

آب‌هست‌خودمنشاء‌وسرچشمهء‌اين‌زندگي                       

هرگزش دادند‌هدر‌هيچ‌،آدمهاي ‌باوقار

نبض خود ‌بايد ‌زند‌، شريان‌خون‌زندگي                         

زندگي ‌آبي، زدن ‌برآن نشايد ‌بي‌گدار

آن‌كو‌بنشسته ‌سر‌شخ‌، بي‌خبر‌بن‌ مي بريد                        

بد‌زبان‌حال‌من‌وتو،‌پرخطر،بي‌اعتبار

 

 

********