اندر حكايت وام مناكحت و بقيه قضايا

طنز اجتماعي استقراضي

اندر حكايت وام مناكحت و بقيه قضايا

با اجازه شيخ سعدي و ابواب جمعي يكي از شعب بانك

آورده ام كه در يوم دويم شهر سيوم سنه ماضيه اندر يكي از بلاد عجم يكي از طايفه كوپن بگيران پريشان روزگار كه گوي بيكاري از همگان ربوده و از تب و تاب سد سكندر(كنكور) بياسوده و خدمت سربازي خويش ابتياع نموده و لاجرم سنين عديده بافته و پشت كوه انداخته و ليكن توفيق تزويج و مزاوجت نايافته به دعوت غريزه،نفس را لبيك همي گفتي و ناپخته هوس عبالداري و عيالواري نمودي. الغرض دل به هفت دريا زده و از بهر اكتساب وام العجوزه(وام ازدواج)راهي ديار درهم و دينار شدي و چون به آن مقام رسيدي با عجز و التماس از بهر اسكناس زمين خدمت ببوسيدي و شايد هم بليسيدي. القصه: خواجه مصاحبت و مناصحت وي را گفت: حقا كه هر كه را زر در ترازوست زور در بازوست و آنكه بر دينار دسترسي ندارد در همه دنيا كس ندارد.وآنگهي بر تو ساليان نوري گذشته و پشت مرادت كوژ گشته، زن گرفتن ديگر به چه كار آيدت؟

ادامه نوشته

عملكرد نكرده يك وكيل خيالي

طنز پارلماني

عملكرد نكرده يك وكيل خيالي

مردم وكيل دوست وهميشه رأي دهنده شهرستان...

با سلامي وكيلانه وتشكل از موكلين بي ادعاي خود،عملكرد دوره گذشته خود را جاي شما خالي جهت تجديد بيعت به شما مردم فهيم وحق شناس با يادآوري شركت در دوره بعدي به حضورتان تقديم مي دارم،ضمناً توصيه مي كنم كساني كه سابقه ناراحتي قلبي دارند از خواندن آن بپرهيزند،جدي مي گم جون شما.

1- نفي عمل كرد نمايندگان ادوار گذشته وثبت عرصه واعياني آن به نام خود.

2- دادن رأي مثبت، منفي ويا ممتنع در مجلس همگام با ساير نمايندگان در روزهايي كه فرصت مي كردم به آنجا بروم.خوب يك شغله كه نميشه زندي كرد با آن همه گراني

ادامه نوشته